رویدادهای پیش رو

بیشتر

مجموعه ای از تأملات عقلانی درباره علوم تجربی، حوزه فلسفه علم را تشکیل می دهد. این تأملات، معناشناسی، معرفت شناسی و متافیزیک علوم تجربی را در بر می گیرد. به عبارت دیگر، فلسفه علم کوشش می کند اولاً، معنای دقیق گزاره های علمی را روشن نماید؛ ثانیاً، دعاوی معرفتی علوم تجربی را ارزیابی نماید؛ به عبارت دیگر این پرسش را پاسخ دهد که «چگونه می توانیم نتایج حاصل از علوم تجربی را از معلومات واقعی بشر محسوب کنیم؟». وظیفه سوم فلسفه علم، بحث کردن درباره مبانی و لوازم متافیزیکی گزاره های علوم تجربی است. دعاوی علوم تجربی ضرورتاً ساختاری متافیزیکی را می طلبند و دانشمندان، به وجه گریزناپذیری، نتایج پژوهش های خود را در قالب های متافیزیکی قرار می دهند. فلسفه علم آشکارکردن و ارزیابی این مبانی متافیزیکی را به عهده دارد. به علاوه دعاوی علمی گاه نتایج متافیزیکی دارند؛ به این گونه که مسائلی فلسفی پدید می آورند که جز با همکاری علم و متافیزیک حل نمی شوند. بدین سان، عقلانیت نظری تعاملی دو سویه میان علم و فلسفه را ایجاب می کند.

از سوی دیگر، در دوران کنونی، علم و فناوریِ فارغ از اخلاق و دین، صدمه های خود را نشان داده و محدودیت علم در تأمین سعادت بشر هویدا شده است. این در حالی است که برخی دعاوی علمی، نظیر پیدایش جهان و حیات، با دعاوی دینی ارتباط می یابند و از این رهگذر برخی صاحب نظران علوم جدید در حوزه های مختلف فیزیک و زیست شناسی و علوم اجتماعی شبهاتی را متوجه دین نموده اند. به علاوه فناوری حاصل از علم، در ابعاد مختلف زندگی بشر تأثیر گذار بوده و پرسش های اخلاقی جدیدی را مطرح کرده است. از اینرو عقلانیت عملی و نظری بشر، تعامل «علم و دین و فلسفه» را به منظور حلّ مسائل فوق ایجاب می کند.