یافتن استدلال ها

استدلال ها اصل فلسفه اند. استدلال می تواند به اشکال مختلف و با محتواهای کاملا مختلفی ظاهر شود، اما نتیجه ای وجود خواهد داشت که مقصود اصلیِ استدلال ورزیدن است. امور واقع یا ایده هایی که مبنای اصلی استدلال را شکل می دهند معمولاً مقدمات نامیده می شوند. به این استدلال نگاه کنید:

آزادی نمی تواند بر حسب واژگان ایجابی تعریف شود (و) تعریفی کارآمد از آزادی برای نظریه پردازی سیاسی لازم است. (بنابراین) می بایست آزادی را به نحو سلبی این گونه تعریف کنیم: نبود محدودیت بر رفتار.

به وضوح در این استدلال، کلمه کلیدی «بنابراین» است که قبل از نتیجه جای گرفته است. این علامتی است برای مقصود اصلی استدلال. در سیر خواندن آثار فلسفی خواهید یافت که کلمه «بنابراین» معمولاً اظهار نمی شود، بلکه صرفاً به طور ضمنی وجود دارد. کلمه اضافه شده «و» به ملاحظه این امر کمک می کند که دلیل مرکب از دو چیز است.

در شکل متعارف دیگری از استدلال ها، جایگاه نتیجه و مقدمات تغییر می کند، مقصود اصلی در آغاز قرار می گیرد: کلمه ای که می توانیم در این جا اضافه کنیم «زیرا» پس از نتیجه است. [همان استدلال را به این شکل بازسازی می کنیم:]

می بایست آزادی را به نحو سلبی این گونه تعریف کنیم: نبود محدودیت بر رفتار. (زیرا:) تعریفی کارآمد برای نظریه پردازی سیاسی لازم است. (و) آزادی را نمی توان بر حسب واژگان ایجابی تعریف کرد.

تعیین نتیجه همیشه آسان نیست و می بایست به دقت بیاندیشید: استدلال های مرکبی وجود دارند که در آنها نتجیه یک استدلال فرعی مقدمه استدلال دیگری می شود. البته این دقت، آغاز فرآیند درگیر شدن با ایده های متن است که چیزی بیش از خواندن سطحی آن است. راهبردهای دیگری نیاز است که ما را به عمق بیشتر متن ببرند.